۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

پیام بیت العدل اعظم ۱ ژوئیه ۲۰۱۳



 ژوئیه ۲۰۱۳
پیام بیت العدل اعظم خطاب به شرکت کنندگان در ۱۱۴ کنفرانس جوانان در سراسر جهان


دوستان عزیز و محبوب،
هنگامی که حضرت ربّ اعلی در سنّ بیست و پنج سالگی قیام نموده و پیام تحوّل‌آفرین خویش را به جهانیان ابلاغ فرمودند بسیاری از نفوسی که تعالیم حضرتش را پذیرفتند و به انتشار آن پرداختند جوان و حتّی جوان‌تر از خود وجود مبارک بودند. شرح پرشور دلاوری و شجاعت این نفوس در "مطالع الانوار" جاودانی گشته و تا قرن‌های متمادی روشنی‌بخش صفحات تاریخ بشر خواهد بود. بدین ترتیب روند نوینی آغاز شد که بر طبق آن نسل‌های جوان هر کدام با الهام از همان انگیزۀ الهی برای نوسازی عالم، فرصت را غنیمت شمرده تا به پیشرفت فرایند تقلیبِ حیات نوع بشر کمک ‌کند، روندی که از زمان ظهور حضرت نقطۀ اولی تا به حال بدون وقفه ادامه داشته است.
زحمات و فداکاری‌های مادام ‌العمر نیاکان روحانی شما سهم عظیمی در استقرار آیین بهائی در سراسر عالم و در تسریع پیدایش یک جامعۀ جهانیِ هدف‌مند ادا نموده است. اگرچه وظایفِ پیشِ ‌رویِ شما با وظایف آن مؤمنین فداکار متفاوت است امّا اهمّیّت مسئولیّت‌هایی که بر عهدۀ شما واگذار شده از آنچه آن طلایه‌داران امر حضرت یزدان به جا آوردند کمتر نیست. تلاش‌ این جامعه در طیّ دهه‌های متعدّد در سراسر گیتی، برای درکی کامل‌تر از ظهور حضرت بهاءالله و برای به کارگیری اصول مندمج در آن، موجب پیدایش یک چارچوب عملِ مؤثّر گردیده که از طریق تجربه اصلاح و اکمال می‌یابد. شما سعادت آشنایی با روش‌ها و رویکرد‌های این چارچوب را دارید و بسیاری از شما با پشت‌کار در به ‌کار بردن آن، هم‌اکنون نشانه‌هایی از قدرتِ جامعه‌سازیِ تعالیم الهی را به چشم خود مشاهده نموده‌اید. حال در کنفرانسی که در آن حضور دارید از شما دعوت می شود تا در بارۀ سهمی بیاندیشید که هر جوانِ آرزومندِ پاسخگویی به دعوت حضرت بهاءالله و مشتاقِ مساعدت به متجلّی ساختن قدرت حضرتش می‌تواند ادا نماید. به منظور کمک به مطالعه و تفحّصِ شما، چند موضوع، از جمله نگاهی به دوران حاضر زندگی خود، در نظر گرفته شده است.
ده‌ها هزار جوان که با شما عزیزان وجه مشترک‌ زیادی دارند در سراسر جهان در کنفرانس‌‌های متعدّد با هدفی مشترک گرد هم خواهند آمد. واقعیّات‌ زندگی هر یک از شما عزیزان در شرایط بسیار متفاوتی شکل گرفته‌ است امّا آرزوی ایجاد تغییری سازنده و داشتن توانایی ارائۀ خدمات هدف‌مند که هر دو از ویژگی‌های این مرحله از زندگی شما است، نه منحصر به نژاد یا ملّیّت و نه وابسته به موقعیّت مالی و مادّی است. ایّام درخشان جوانی را که شما اکنون می‌گذرانید همگان تجربه کرده‌اند؛ امّا دورانی است کوتاه و در معرض ضربات نیروهای اجتماعی فراوان. بنا بر این چقدر مهم است که نهایت کوشش را مبذول دارید تا از جمله نفوسی باشید که به فرموده حضرت عبدالبهاء در ایّام حیات "از وجود بهره‌ئی گرفتند و ثمره‌ئی بردند."
موجب مسرّت این جمع است که بسیاری از شما عزیزان هم‌اکنون با شرکت در فعّالیّت‌های جامعه‌سازی و هم‌چنین با سازمان‌دهی و هماهنگ‌سازی و یا با اداره کردن مساعی دیگران به خدمت مشغولید و در همۀ این امور مسئولیّت‌های فزاینده‌ای را بر عهده می‌گیرید. جای تعجّب نیست که گروه سنّی شما است که بیشترین تجربه را در مساعدت به رشد روحانی و اخلاقی نوجوانان و کودکان کسب می‌کند و قابلیّت‌شان را برای انجام خدمات جمعی و دوستیِ حقیقی تقویت می‌نماید. البتّه شما با آگاهی از وضعیّت دنیایی که این نوجوانان باید در آن راه‌ زندگی خود را بیابند، دنیایی که هم دارای خطرات غیر منتظره و هم امکانات فراوان است، اهمّیّت آماده‌سازی و تقویت روحانی آنان را به آسانی درک می‌کنید. هم‌چنین با وقوف بر اینکه حضرت بهاءالله هم برای تقلیب معنوی و هم برای ترقّی مادّی بشر ظهور فرموده‌اند به افراد جوان‌تر از خود کمک می‌کنید تا به تهذیب اخلاق خود بپردازند و آمادۀ قبول مسئولیّت برای رفاه جوامع خود شوند. هنگامی که این نوجوانان به سنّ بلوغ می‌رسند آنها را یاری می‌دهید تا قدرت بیان‌شان افزایش یابد و هم‌چنین یک حسّ قویّ اخلاقی در آنان به وجود آید. در این راستا، با پیروی از این حکم حضرت بهاءالله که می‌فرمایند "به اعمال خود را بیارایید نه به اقوال"، هدف‌مندی خود شما نیز مشخّص‌تر می‌گردد.
حرکت در مسیر هر نوع خدمت مستلزم ایمان و استقامت است و البتّه پیمودن این راه در معیّت دیگران مزیّت‌های فراوانی دارد. دوستی و رفاقت سرشار از محبّت‌، تشویق متقابل و میل به یادگیری با هم‌دیگر که از خصوصیّات طبیعی هر گروه از جوانانی است که صمیمانه به سوی یک هدف مشترک تلاش می‌کنند، باید هم‌چنین شاخص آن روابط ضروریّه‌ای باشد که اجزاء اجتماع را به هم متّصل می‌سازد. با توجّه به این مطلب، امیدواریم روابط دوستانه‌ای که با سایر شرکت‌کنندگان کنفرانس برقرار می‌کنید پایدار بماند و این پیوندهای دوستی و حسّ رسالت مشترک تا مدّت‌ها پس از پایان این گردهمایی‌ها نیز شما را بر خدمت ثابت و مستقیم بدارد.
امکاناتی که از طریق اقدام جمعی به وجود می آید به ویژه در فرایند جامعه‌سازی مشهود است، فرایندی که در بسیاری از محدوده‌های جغرافیایی، محلّه‌ها و دهکده‌های سراسر دنیا که مراکز فعّالیّت‌ فشرده شده‌اند سرعت می‌گیرد. جوانان اغلب در صف اوّل این فرایند قرار دارند - نه تنها جوانان بهائی بلکه هم‌چنین بسیاری از دوستان هم‌فکرشان که می‌توانند تأثیرات مثبت اقدامات بهائیان را مشاهده ‌کنند و دیدِ وحدت و تقلیب روحانی را که اساس این اقدامات است درک نمایند. در چنین نقاطی لزوم معرّفی امر حضرت بهاءالله به نفوس مستعدّ و کاوش در پیامدهای پیام آن حضرت برای دنیای امروز به خوبی احساس می‌شود. در زمانی که بخش وسیعی از اجتماع مشوّق رخوت و بی‌تفاوتی است و یا حتّی از این نیز فراتر رفته رفتارهای مضر به حالِ خود و دیگران را تشویق می‌نماید، تفاوت کار کسانی که توان‌مندی مردم را برای ایجاد و تداوم الگویی برای یک زندگانی اجتماعی سرشار از غنای معنوی افزایش می‌دهند بسی آشکار است.
اگرچه بسیاری از افراد روحیّۀ شما را تحسین می‌کنند امّا اهمّیّت واقعی مجهودات جمعیِ شما برای جهانیان چندان مشهود نیست لکن شما به خوبی به نقش خود در یک فرایند تقلیب‌کننده و نیرومند که منجر به ظهور مدنیّتی جهانی مبتنی بر وحدت عالم انسانی خواهد شد توجّه دارید. شما واقفید که عادات‌ روحی و ذهنی که در خود و دیگران پرورش می‌دهید پایدار خواهد ماند و بر بسیاری از تصمیمات مهم و اساسی زندگی مانند ازدواج، خانواده، تحصیل، کار، و حتّی تعیین محلّ زندگی تأثیر خواهد گذاشت. آگاهی از این مفاهیم گسترده، به در هم ‌شکستن منشور کژنمایی که در آن ناملایمات، مشکلات، موانع و سوء تفاهم‌های روزمرّه گه‌گاه چیرگی‌ناپذیر به نظر می‌آید کمک می‌کند. تمرکز انرژی در نیل به اهدافی متعالی‌تر سبب می‌شود که بذل کوشش لازم برای پیشرفت در مسیر رشد روحانیِ فردی، حتّی با در نظر گرفتن چالش‌هایی که همگان در این راه با آن رو‌ به‌ رو هستند، با سهولت بیشتری انجام گردد و تعلّق فرد به جامعه‌ای که در آن اهداف متّحد است این سهولت را چندین برابر می‌سازد.
جمیع این افکار سرآغاز یک گفتگوی فراگیر و در حال گسترش است که در طول همۀ این کنفرانس‌ها در جریان خواهد بود و با مساعی شما برای وارد ساختن دیگران در گفتگوهایی سودمند قطعاً مدّت‌ها بعد نیز ادامه خواهد داشت، گفتگوهایی که قلوب را اهتزاز می‌بخشد و اذهان را نسبت به امکاناتی که می‌تواند در پیش باشد می‌گشاید. استفاده از تجربیّات جمعی نیز مذاکرات شما را غنی‌تر خواهد ساخت. در این اوقات خجسته و مغتنم با تمام وجود به یاد شما عزیزان هستیم و با پایان یافتن هر کنفرانس مشتاقانه مترصّد نتایج آن خواهیم بود. با اطمینان کامل به وعده‌های حتمیّۀ الهیّه در مورد نزول تأییدات لاریبیّۀ ربّانیّه بر تمام کسانی که در پاسخ به ندای حیات‌بخش حضرت بهاءالله به خدمتِ عالم انسانی قیام می‌نمایند، وعده‌ای که شما نیز به آن ایمان دارید، در اعتاب مقدّسۀ علیا برای هر یک از این کنفرانس‌ها دعا می‌کنیم و از درگاه خداوند توانا مسئلت می‌نماییم که به شرکت‌کنندگان نصیبی موفور از الطاف لانهایۀ خود مبذول فرماید.
[امضا: بیت العدل اعظم]

۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه

آیدا بندی شهروند بهایی از ادامه تحصیل محروم شد



خبرگزاری هرانا - "آیدا بندی" شهروند بهایی و دانشجوی ترم دو رشته زبان و ادبیات انگلیسی شیراز از ادامه تحصیل در دانشگاه پیام نور شیرزا محروم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مسئولین دانشگاه به این شهروند بهایی اعلام کرده اند که یا مسلمان شود و به درسش ادامه دهد و یا مانند سایر بهاییان به خارج از کشور برود.
وی طی متنی که برای خبرگزاری هرانا ارسال کرده است، ماجرا را چنین شرح می‌دهد:
متن زیر شرحی است از زمان ورود به ترم دوّم رشته ی  زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه پیام نور شیراز
پس از ثبت نام غیر حضوری و ورود به دانشگاه و انتخاب واحد سر کلاس‌ها طبق برنامه حضور یافتم تا اینکه زمان ثبت نام حضوری فرا رسید.  تمام  مدارک را طبق درخواست دانشگاه فراهم کردم. اما در موقع تحویل مدارک، فرمی را که شامل گزینه مذهب می شد خالی گذاشتم. بلافاصله مسئول اخذ مدارک از من خواست تا این گزینه را پر کنم. و من قید کردم "بهایی". در این مرحله از ثبت نام باید همان برگه که توسط مسئول این بخش امضا و مهر شده را به مسئول بعدی میدادم برای ادامه عملیات ثبت نام، اما آن برگه را از من گرفتند و گفتند "اشکال ندارد برو بقیه کارهایت را انجام بده این برگه استثناً پیش من میماند. به مسئولین بعدی بگو این برگه پیش خانم ... است."
من هم مثل بقیه ثبت نام کردم و کارت دانشجوییم را دریافت کردم.
دو روز بعد صبح حدود ساعت ۸:۳۰ به من زنگ زدند. "از دانشگاه پیام نور تماس میگیرم. پرونده شما دچار مشکل است. برای حل مشکل به تهران بروید!"
من پرسیدم چه مشکلی اما جوابی ندادند. همان روز کلاس داشتم و زودتر رفتم تا ببینم اصلا چه کسی به من زنگ زده. به دفتر رئیس دانشگاه "دکتر رمضانی" رفتم. اجازه ملاقات ندادند. منشی ایشان گفتند نامه بنویس. نوشتم. دو ساعت تمام پشت در اتاق ایشان نشستم. تا بالاخره زیر نامه من نوشتند " آقای مهبدی لطفا پیگیری کنید" ( من در نامه غید کرده بودم دلیل مشکل پرونده ام را نمی دانم)
رفتم حضور آقای مهبدی (مسئول ثبت نام) ایشان نوشتند "من خبر ندارم مشکل چیست اما این را میدانم تا زمانی که با آقای زارع هماهنگ نشود ادامه تحصیل برای ایشان غیر ممکن است" نامه را مجددا حضور ریاست بردم اما باز هم جوابی از اتاقشان بیرون نیامد. تا اینکه وقت ناهار شد و ایشان قصد خروج از اتاقشان را کردند. و چاره ای نداشتند جز اینکه به حرف های من در راه گوش کنند و من قضیه را گفتم. شماره من را گرفتند که با من تماس بگیرند.
ظهر همان روز از دانشگاه زنگ زدند و گفتند ما در حال پیگیری هستیم و اصلا نمی دانیم چه کسی با شما تماس گرفته و حتما فردا تماس خواهیم گرفت. اما تماس نگرفتند تا یک هفته بعد خودم تماس گرفتم. چون تاریخ امتحانات نزدیک بود و من نگران بودم که کارت ورود به جلسه به من ندهند.
در تماس بالاخره کسی را که با من تلفنی صحبت کرده بود را پیدا کردم. (مدیر آموزشی دانشگاه) و گفتند تلفنی توضیح نمی دهم. بیا اینجا.
رفتم. به من گفتند برو عقب بایست. کیفت را بگذار آخر اتاق! موبایلت را بگذار در کیفت! شاید نگران ضبط کردن صدایشان و شاید نگران عملیات بمب گذاری بودند.
خلاصه به من گفتند تو خودت میدانی مشکلت چیست. گفتم مسئله ام را می دانم اما مشکلم را نه. (خیلی خیلی آرام حرف میزدند. طوری که مجبور می شدم مدام بپرسم چی؟ انگار کسی قرار است صدایشان را بشنود که نباید.)
گفتند تو یا مسلمان شو و به درست ادامه بده یا مثل بقیه بهایی ها برو خارج درست را بخوان. من هم متاسفم که نمیتوانید اینجا درس بخوانید اما از دست من کاری بر نمی آید. گفتم اینجا کشور من است. چرا نباید همین جا باشم. اعتقاد من چه ربطی به تحصیلم دارد. گفتند قانون است.حتی اگر به تهران هم بروی فایده ای ندارد. هیچ جا مشکل تو را حل نمی کند. برگشتم. و سایت دانشگاه را چک کردم و دیدم نمی توانم وارد شوم و ....

۱۳۹۲ تیر ۱۵, شنبه

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به محافل روحانی ملّی



ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به محافل روحانی ملّی 


تاریخ: ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳


با قلوبی پرسوز و گداز خبر تخریب بیت اعظم، بیت مبارک حضرت بهاءالله در بغداد را به اطّلاع شما می‌رسانیم. جزئیّات این عمل شنیع هنوز روشن نیست ولی پیامد آنی و وخیم آن آشکار است: مردم جهان از موهبت وجود حریمی مبارک با تقدّسی لاتحصی محروم گشته‌اند.
عملی چنین اسفناک در آستانۀ کنفرانس‌های بی‌سابقۀ پیروان جوان حضرت بهاءالله و دوستان آنان در سراسر عالم، ارتباط غیبی بین بحران و پیروزی را به یاد می‌آورد که از طریق آن، ارادۀ محیطۀ غالبۀ محتومۀ حضرتش نهایتاً تحقّق خواهد یافت.
از آستان جمال اقدس ابهی رجا می‌نماییم که به بندگان باوفایش استقامت و قدرت تحمّل این ضربۀ شدیده را عطا فرماید. اطّلاعات بیشتر به محض وصول ابلاغ خواهد شد.
بیت العدل اعظم

۱۳۹۲ تیر ۸, شنبه

نیاز به معالجه فوری رزیتا واثقی زندانی بهائی





رزیتا واثقی زندانی بهائی که در زندان وکیل آباد مشهد به سر می برد نیاز به معالجه فوری دارد، اما مسئولین با این کار مخالف هستند.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از هفته اوّل خرداد به تشخیص پزشک زندان، لثه های متورم و دردناک ایشان نیاز به جراحی فوری دارد. این در حالی است که دادستان مشهد، قاضی ناظر زندان و اداره اطلاعات مشهد در اقدامی هماهنگ با این معالجه مخالفت می ورزند 
این محرومیت عمدی زندانی از حقوق قانونی اش همانند سایر زندانیان بهائی در مورد مرخصی ایشان نیز مصداق دارد. رزیتا واثقی که با محکومیت ۵ ساله به جهت فعالیت در جامعه بهائی مواجه است، نزدیک به ۳ سال از این دوره را در حالی سپری نموده که علی رغم قوانین موجود از هر گونه مرخصی محروم بوده است.

۱۳۹۲ خرداد ۳۱, جمعه

طلب هدايت







هُو الابهی

  ای خداوند بی نياز اين دلها را به راز خويش دمساز کن و از بيگانه و خويش بی نياز فرما از جام صبوحی در صبح احديّت بنوشان و از جام الست سرمست نما اين بندگان واله و شيدای تو اند و اين مشتاقان آشفته و پريشان تو سر گشتهء کوی تو اند و پر جذبه در روی تو و گله آهوی تو در بيابان هجران سر گشته و سر گردان هستيم و در وادی حرمان پريشان بدرقه عنايت بفرست و پيک هدايت تا بوئی از کوی تو به مشام در آيد و پرتوی از رويت در کلبه احزان اين حسرت زدگان افتد ظلمت ديجور به نور تبديل گردد و گلخن حرمان گلشن احسان گردد توئی توانا و بينا و شنوا .      ع ع

۱۳۹۲ خرداد ۱۸, شنبه

مختصر تاریخ حیات حضرت عبدالبها




نام عباس بنام جدشان گذاشته شد.تا نه سالگی ایام مبارک در تهران و نور گذشت و سند تاریخی مبنی بر اینکه ایشان به مدرس رفته باشند در دست نیست.
در سن نه سالگی یعنی در 1269 ه.ق به همراه جمال قدم در نهایت سختی به بغداد سرگون شدند. سرمای شدید زمستان به حدی بود که آثار سرمازدگی در انگشتان پای مبارک تا اواخر ایام حیات باقی بود.در ایام دو ساله هجرت حضرت بهاالله به سلیمانیه دچار حزن و الم شدید شدند و در همین ایام به مقام عظیم حضرت بهاالله ایمان قلبی یافتند.در ایام بغداد در حالیکه فقط نوزده سال از سن مبارک می گذشت تفسیری بر حدیث قدسی " کنت کنزا مخفیا " نگاشتند.در ایام توقف چهار ماهه در اسلامبول و بعد از آن در ادرنه و عکا همه جا ملازم پدر بزرگوار خود بودند و به غیر از کتابت آثار الهی و صدور جواب عرایض یاران و تنظیم و ترتیب امور مسافران و زائران ، مصاحبه و ملاقات بعضی از بزرگان و علما نیز به نیابه از طرف حضرت بهاالله بر عهده کفایت آن حضرت بود. آن حضرت را جمال مبارک به خطاب " آقا " مخاطب می داشتند و در بین احبا و دوستان به "سرکار آقا"
مشهور و معروف بودند. در ایام عکا در بیت عبود به اذن و اجازه حضرت بهاالله با منیره خانم ازدواج فرمودند. پس از صعود جمال مبارک به نص کتاب عهدی ، کتاب اقدس و سورة الغصن به عنوان وصی حضرت بهاالله و مرکز عهد و میثاق الهی اداره جامعه امر راعهده دار شدند و در این ایام همواره به دسائس ناقض اکبر(برادر حضرت عبدالبها که دشمنی کرد) مبتلا بودند با این حال به هدایت جامعه امر پرداختند. در سال 1902 میلادی دستور ساختن اولین مشرق الذکار بهائی در عشق آباد را صادر فرمودند. آزادی هیکل مبارک از سجن بر اثر انقلاب جوانان ترک در 1909 میلادی واقع شد و هیکل اطهر بعد از استقرار عرش مطهر حضرت باب در مقام اعلی ، سفرهای تبلیغی خود را به اروپا و آمریکا از سپتامبر 1910 آغاز و ابتدا سفری به مصر فرمودند و مدت 11 ماه در آن سرزمین توقف نموده و سپس در اوت 1911 به مارسی فرانسه و از آنجا به لندن و پاریس و مجدداً به مصر تشریف بردند و در مارس 1912 به آمریکا نزول اجلال فرمودند و 8 ماه در آن خطه به سر بردند و به ایراد خطابات در مجامع مختلفه پرداختند. ظمناً سنگ زاویه مشرق الاذکار شیکاگو به دست مبارکشان استقرار یافت و سپس به کشورهای اروپائی مثل انگلستان و فرانسه و آلمان و اطریش و مجدداً به مصر سفر نمودند و بالاخره پس از سه سال و چهار ماه در دسامبر 1913 به حیفا وارد شدند. هیکل مبارک در شب 28 نوامبر 1921 برابر با 7 آذر ماه 1300 شمسی در سن 78 سالگی در حالیکه مدت 29 سال بر اریکه عهد و میثاق امر الهی جالس بودند ، در حیفا صعود فرمودند و عرش مطهرشان در مقام اعلی جای گرفت.

۶ سال حبس تعزیری دو شهروند بهایی ساکن شیراز



"رحمان وفایی" و "حمید اسلامی"، دو شهروند بهایی ساکن شیراز، مجموعاً به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند 
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رحمان وفایی و حمید اسلامی که در ۲۴ تیرماه ۱۳۹۱ در شیراز بازداشت شده بودند از سوی دادگاه انقلاب به ریاست قاضی خشتی محکوم شدند.
این دو شهروند بهایی پس از قریب به ۱۱ ماه بلاتکلیفی و بازداشت موقت در زندان عادل آباد شیراز در نهایت به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "عضویت در تشکیلات بهاییت" هر کدام به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شدند.
شایان ذکر است رحمان وفایی، ۵۹ ساله، مبتلا به بیماری قلبی و فشار خون بالا است که سوء تغذیه و عدم رعایت اصول پزشکی در زندان موجب نگرانی خانواده‌اش شده است.