۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

نامه فریبا کمال آبادی از زندان به دخترش





ترانه گلم
۱۳ ساله بودی که مجبور به ترکت شدم . روز ۲۵ اردیبهشت ۸۷ که تو در آستانه امتحانات پایان سال کلاس دوم راهنمایی بودی، ساعت شش صبح بود، بیدار شده و روپوش پوشیده بودی و می خواستی به مدرسه بروی که مامورین اطلاعات برای دستگیری من آمدند تا ظهر منزلمان را به هم ریختند و بعد مرا بردند . مامورین به توکه حاضر بودی گفتند به مدرسه برو اما من نگذاشتم .می خواستم در آخرین لحظات در کنارم باشی و یا من در کنارت باشم، از آن روز تاکنون تمام بار مسئولیت من در خانه بر دوش تو افتاده است .
درست سه سال قبل از آن یعنی روز ۴ خرداد ۸۴ بود و تو کلاس چهارم دبستان بودی منتها این بار دقیقا وسط امتحانات آخر سالت به خانه ما ریختند و مرا بردند .
روزی که کارنامه ات را می گرفتی توانستم از زندان به تو زنگ بزنم و فهمیدم معدل نمره هایت ۲۰ شده است . سال ۸۷ تا مدتها نتوانستم به تو زنگ بزنم، در واقع ۴ ماه تمام همدیگر را ندیدیم و بعد از۴ ماه چند دقیقه ای دیدمت و فرصت نشد از نتایج امتحاناتت بپرسم ولی بعدها فهمیدم که معدلت بسیار عالی و نزدیک ۲۰ بوده است .اواسط سال تحصیلی ات در سوم راهنمایی بودی که ما را از زندان برای بازپرسی به دادسرا می بردند . در جلسه ملاقات بعد از اتمام بازپرسی از زبان بارجویمان که در ملاقات حاضر بود شنیدی که در کیفر خواستم برایم مجازات اعدام درخواست شده، اگر چه متاثرشده بودی و آرام اشک می ریختی اما حتی برای اعدام من نیز خودت را آماده کرده بودی . این بار وسط امتحانات پایان سال به بیماری سختی مبتلا شدی که ابتدا پزشکان آن را تشخیص ندادند و بعد فهمیدند آپاندیس حاد است و درست در میان امتحاناتت تحت عمل جراحی قرار گرفتی و نتوانستی در ۳ تا از امتحاناتت شرکت کنی و به ملاقات من بیایی . باز هم پس از دریافت کارنامه ات در شهریور ماه معدلت نزدیک ۲۰ بود.
شنیدم در یکی از آن روزها که در خانه تنها بودی سریالی به ظاهر تاریخی ولی سراسر دروغ و ساختگی به نام "سالهای مشروطه "تماشا می کردی که در آن به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن،مقدس ترین اعتقاداتت را به باد سخره واهانت گرفتند و تو دلت شکست و در تنهائیت گریستی .من هم در گوشه سلولم در فقدان انصاف گریستم و با خودم گفتم آیا این هموطنان هنرمندم می دانند چه بلایی بر سر" تاریخ "و" عدالت" و قلوب جمعی از هموطنان مظلوم شان می آورند.
آن روزها گذشت به کلاس اول دبیرستان رسیدی که ما را از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل کردند وقتی برای اولین بار در آنجا به ملاقاتم آمدی تنها بودی. چون ملاقات بستگان زن و مرد درجه اول یک هفته در میان و به طور متناوب بود . یک هفته تو و هفته دیگر پدرت به ملاقاتم می آمدید . در اولین ملاقات از دیدن فضای آنجا و دیدن زندانیان عادی که به خاطر اعتیاد شدید تمام دندان هایشان ریخته بود و سراسر بدن شان در اثر ضربات تیغ ناشی از خود زنی پر از جراحت بود و نیز از دیدن من که با چادر بسیار کثیف ، کهنه وپاره ی زندان که برای ملاقات مجبور به پوشیدن آن شده بودم ، آن هم در یک سالن تاریک و از پشت شیشه های کثیف که نرده های آهنی آن را می پوشاند دوباره اشکهایت آرام بر گونه هایت ریخت می ترسیدی نکند هم بندی هایم بلایی بر سرم آورند.اگر چه حتی برخی به این کار تحریک شده بودند اما غافل از اینکه آن قربانیان قلوبی پاک و مهربان داشتند .
در اردیبهشت سال ۹۰ که باز هم برای امتحانات پایان سال آماده می شدی ما را به زندان قرچک منتقل کردند . ۱۶۰ نفر در یک سالن کم نور، بدون هوا در محیطی پر از همهمه و هیاهو وفریاد و نزاع . در سالنی که روشنایی اش فقط چند لامپ مهتابی بود و تنها در پرتو آن نور می شد دود غلیظ سیگار زندانیان را تشخیص داد و در میان همهه اش رکیک ترین الفاظی که بسیاری از آنها را تا آن روز حتی نشنیده بودم، قابل شنیدن بود .تو همه اینها را در ملاقات ها دیدی وشنیدی و رنج بردی. اما ضعیف نشدی .
در آن روزها یاد حرفت می افتادم که قبل از دستگیری ام در سال ۸۷ به من زدی . وقتی به قصد آماده ساختنت از تو پرسیدم :"ترانه اگر مرا دستگیر کنند ناراحت می شوی ؟"
گفتی سال ۸۴ که تو را گرفتند کوچک بودم و نمی فهمیدم بر تو چه می گذرد برای همین فقط دلم برایت تنگ می شد. اما این بار هم دلم برایت تنگ می شود و هم دلم برایت می سوزد.دلت سوخت . بسیار هم سوخت. اما باز در آن سال و سالهای بعد معدلت نزدیک به ۲۰ بود .
سال ۹۲ شد. روزی در ملاقات، کارنامه پیش دانشگاهیت را برایم آوردی . باز هم معدلت نزدیک ۲۰ بود .کارنامه ات را با افتخار به همه نشان دادم . رئیس اندرزگاه هم که کارنامه ات را دید گفت انضباطش مثل مادرش ۲۰ است .
کنکور داشتی و پدرت در سفر بود و در خانه تنها بودی. روز قبل از کنکور سرما خوردی و تب کردی خودت تنها به مطب دکتر رفتی و به پزشک گفتی فردا کنکور دارم کاری کنید که بتوانم امتحانم را بدهم.
همسایه مهربان که من قبلا ندیده بودم و نمی شناختمش تو را به محل امتحان کنکور برد . امتحان دادی و رتبه ای حدود ۴ هزار در کنکور ریاضی آوردی.
روز پنج شنبه ۲۱/۶ /۱۳۹۲ نتیجه کنکور مشخص شد چون امکان و اجازه تلفن نداشتیم باید تا یکشنبه یعنی ۳ روز بعد منتظر می ماندم تا در ملاقات از نتیجه کنکور مطلع شوم .با اینکه در این ۳۳ سال از سال ۵۹ که انقلاب فرهنگی شد یعنی همان سالی که من دیپلم گرفتم و به خاطر اعتقاد به دیانت بهایی از ورود به دانشگاه محروم شدم، تاکنون یعنی سال ۹۲ جوانان بهایی از ورود به دانشگاههای کشورشان محروم بوده اند، امسال ما همه امیدوار بودیم که با تغییر فضای سیاسی کشور و روی کار آمدن دولت جدید، با وعده های از بین بردن فضای امنیتی در کشور و امکان ادامه تحصیل دانشجویان ستاره دار، با شعار دولت تدبیر و امید بالاخره بتوانی در کشورت، کشور محبوبت تحصیل کنی .
جالب است که هیچکدام از هم بندی هایم با اینکه می دانستند ۳۳ سال است جوانان بهایی از تحصیلات عالیه محرومند باور شان نمی شد که باز هم با نیرنگ " نقص پرونده " تو و دوستانت از تحصیل محروم شوید.
وجالبتر آن است که بعضی از مسوولینی که ما در زندان با آنها سر و کار داریم حتی نشنیده بودند و نمی دانستند که سالهاست عده ای از شایسته ترین جوانان هموطنشان به صرف بهایی بودن از ورود به دانشگاه های کشورشان محرومند.
این روزها ندای پر صلابت "هل من نصر ینصرنی"که در روز عاشورا از لسان مبارک مولای عالمیان حضرت امام حسین از روی قوت و نه از سر ضعف در صحرای کربلا طنین انداز بود و با این ندا از عموم مردم برای تحقق آرمان عدالت و انصاف و محو ظلم طلب نصرت می فرمود با قوت در گوشم طنین می افکند و با خودم می گویم آیا در میان هموطنانم هستند کسانی که به نصرت عدالت برخیزند آیا کسانی هستند که داستان" ترانه "و" ترانه ها " قلوب شان را به درد آورد ، بلرزاند و نیروی دادخواهی در گامها و کلام شان بر انگیزد.
من امروز پس از ۵ سال و نیم از گوشه زندان به تاسی از مولایم بار دیگر خطاب به هموطنان عزیزم و اهل عالم می گویم : "هل من ناصر ینصرنی ؟"
فریبا کمال آبادی
زندان اوین-بند زنان

۱۳۹۲ شهریور ۶, چهارشنبه

پیام بیت العدل اعظم الهی پیرو قتل جناب عطاءالله رضوانی



شهرالاسماء ١٧٠
٥ شهریور ١٣٩٢

یاران و یاوران باوفای جمال اقدس ابهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند

خبر قتل جناب عطاءالله رضوانی موجب حزن و اندوه عمیق این جمع شد.  این عمل شنیع قلب هر انسانی را مشحون از تأسّف و تحسّر می‌نماید و موازین بشری، بدون شک، آمرین و عاملین آن را محکوم می‌کند.  آنان که در پی جاه و مقام می‌کوشند تا با ریاکاری به اسم دین و ایمان بذر نفرت و جدایی در قلوب بکارند و با گفتار و رفتار تحریک‌آمیز خود ارتکاب چنین جنایتی را ممکن می‌سازند نیز مسئولیّت این جرم را به عهده دارند و در این گناه سهیم‌اند.  البتّه واقفیم که اکثریّت ایرانیان عزیز این عمل فجیع را تقبیح می‌کنند، از ظلم و ستم بیزارند و انزجار خود را نسبت به هر نوع تفرقه‌افکنی اعلان می‌دارند.
عطاءالله رضوانی آرزویی جز خدمت به وطن مألوف و عالم انسانی نداشت، حیاتش وقف ایجاد محبّت و وداد در بین جمهور ناس بود و در مراودات روزانه می‌کوشید تا نمادی از مکارم اخلاقی و صفات عالیۀ انسانی باشد.  به تهدید و قساوت با شجاعت و متانت پاسخ می‌گفت و در میان هم‌شهریانش به مهربانی و ملاطفت شهرت داشت.  مروّج دوستی و وفاق بود و بیزار از تعصّب و نفاق.  در این راه جان شیرین فدا نمود و جام شهادت نوشید.  پس در عالم بالا به بزم لقا پیوست، از بادۀ رضای الهی سرمست گردید و نامش در لوح محفوظ الی‌الابد ثبت شد.
مراتب هم‌دردی و تسلیت خود را به همسر عزیز، فرزندان دل‌بند و دیگر بازماندگان سوگوار جناب رضوانی تقدیم می‌داریم و در اعتاب مقدّسۀ علیا برای ارتقای روح پرفتوح آن وجود نازنین و نیز برای نزول تأییدات الهیّه بر فرد فرد اعضای آن خاندان جلیل دعا می‌کنیم.  زندگانی پرافتخار آن فقید سعید نمودار دیگری از این حقیقت است که بهائیان ایران در راه تحقّق اهداف بشردوستانه، بینش معنوی خود را همواره مدّ نظر دارند، از ظلم و شقاوت نمی‌هراسند، تضییقات حاصله از جهل و نادانی را با استقامت سازنده می‌پذیرند و با صبر و شکیبایی از طرق قانونی به احقاق حقوق خود می‌پردازند.  مزید تأیید و توفیق عموم را از آستان مالک عطا و سلطان ملکوت بقا مسئلت می‌نماییم.
[امضا: بیت العدل اعظم]

۱۳۹۲ شهریور ۱, جمعه

بازداشت یک شهروند بهایی ساکن روستای هلّاب




ماموران اداره اطلاعات اصفهان ضمن ورود به منزل یک شهروند بهایی، از ساکنین بازجویی و سه تن را بازداشت کردند
 
 ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز پنج شنبه ۲۴ مرداد ماه ماموران اداره اطلاعات اصفهان به همراه ماموران نیروی انتظامی به منزل یک شهروند بهایی ساکن روستای هلّاب (از توابع شهرستان نجف آباد اصفهان) مراجعه کرده که پس از بازجویی و ضبط کتب مذهبی و موبایل حاضرین در منزل سه نفر از بهائیان به نامهای بنفشه فردوسیان، افروز روحی و مسعود وجدانی را بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل می‌کنند.
بنفشه فردوسیان عصر‌‌ همان روز به قید وثیقه آزاد می‌شود ولی طبق آخرین اخبار، افروز روحی و مسعود وجدانی همچنان در بازداشت می‌باشند.
قابل ذکر است شامگاه چهارشنبه ۲۳ مرداد ماه تعدادی از شهروندان بهایی ساکن نجف آباد و ویلاشهر اصفهان جهت دیدار و خواندن دعا و کتب مذهبی به منزل یکی از بهائیان قدیمی ساکن روستای "هلّاب" رفته‌اند که دستگیری افراد فوق در پی همین اقدام بوده است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه

سايت کتاب اقدس


مقدمه سايت کتاب اقدس



مقدمه سايت


کتاب اقدس، أم الكتاب ديانت بهائی است که از قلم مبارك حضرت بهاءالله و به زبان عربی نازل شده است. اين کتاب جوهر آثار بهائی و شامل حدود و احکام و نصائح اخلاقی می‌باشد و مؤسّساتی را پايه ريزی نموده که در آينده نظمی جهانی مبتنی بر مبادی روحانی و اخلاقی ايجاد خواهند کرد. اين کتاب، يکی از آثار حضرت بهاءالله است که مجموعه آنها بالغ بر صد مجلّد می‌گردد. اين آثار مواضيع متعدّدی مانند احکام و مبادی مربوط به سلوک فرد و جامعه و نوشتجات عرفانی در ارتقاء و سير جاودانی ارواح به سوی خداوند را شامل می‌گردد. آثار قلمی حضرت باب و الواح و تبيينات حضرت عبدالبهاء و تواقيع وتفاسير حضرت شوقى افندى نيز در نظر بهائيان از آثار مقدّسه محسوب می‌گردد. در عين حال بهائيان کتاب مقدّس (انجيل وتورات) و قرآن کريم و کتب مقدّسه سائر اديان آسمانی را نيز در زمره آثار مقدّسه می‌شمرند.
اين سايت، با استناد به نسخه کتاب اقدس چاپ سال ۱۹۹۲ تهيه شده است. نسخه ای که شامل متن اين کتاب مبارک و برخی ديگر از آثار حضرت بهاءالله که از ملحقات اين کتاب به شمار می‌آيند، و همچنين رساله سؤال وجواب و خلاصه أحکام کتاب أقدس و أوامر آن و شرحی بر آيات آن و همچنين يک فهرست عمومی می‌باشد.


بازداشت سه شهروند بهایی در مشهد



روز سه شنبه سه شهروند بهایی ساکن مشهد توسط اداره اطلاعات این شهر بازداشت شدند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز سه شنبه ۲۲ مرداد ماه ماموران اداره اطلاعات مشهد به منزل یک شهروند بهایی به نام فتانه نبیل‌زاده (صراف) مراجعه کرده که پس از تفتیش محل، فتانه نبیل‌زاده (صراف)، پیمان صراف و دایان تیموری را بازداشت نمودند.

این اقدام در پی فشارهای حکومت بر دانشگاه مجازی بهاییان موسوم به موسسه علمی- آزاد صورت گرفته است. بطوریکه هنگامی ماموران به منزل مزبور مراجعه کردند تعدادی از جوانان محروم از تحصیل بهایی در حال مطالعه و آمادگی برای شرکت در کلاس‌های دانشگاه مزبور بوده‌اند.

۱۳۹۲ مرداد ۹, چهارشنبه

مناجات نازله از قلم حضرت بهاءالله




الها معبودا مسجودا
این مشتِ خاک را از اهتزازِ کلمۀ مبارکه منع منما و از حرارت محبت محروم مساز . دریاهای عالم بر
رحمت محیطه ات شاهد و گواه و آسمان ها بر رفعت و عظمتت مُقـِرّ و معترف. ای دریای کرم ، قطره ای
به شطرت توجّه نموده و ای آفتاب جود، وجود جودت را طلب کرده . هستیت مقدّس از دلیل و برهان و
اِستوائت بر عرش ، مُنَزّه ا ز ذکر و بیان . رجای افئده و قلوب و ارتفاع ایادی نفوس بر بخششت گواهی
است صادق و شاهدی است ناطق ، چه که اگر کََـرَم نبود دست ارتفاع را نمی آموخت ، تراب چه وارتفاع
چه . ای کریم نیُّر رحمتت از افق هر شیء ظاهر و نجم عطایت از هر شطری ساطع ، محتاجان بابت
عطایت را می طلبند و عشّاق رویت لقایت را . چون خلق ا ز تو و امید مکنونه ی قلب از تو ، سزاوار
آنکه اَمامِ وجوهِ اَغیار مُحرِمان کویت را به طراز جدیدی مزیّن نمایی و به اسم بدیعی فائز فرمایی . تویی
آن که از اراده ات ارادات عالم ظاهر و از مشیّـتت مشیِّآت امم نافذ . رجا از قلوب طالبانت قطع نشده و
نمی شود. گواه این مقام کلمۀ مبارکۀ " لا تـَقـنـَطوا " . ای کریم ، عبادت در بحر نفس و هوی مشاهده
می شوند ، نجاتت را آمل و بخشش های قدیمت را سائل . تویی قادر و توانا و مُعین و دانا

۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

پیام بیت العدل اعظم ۱ ژوئیه ۲۰۱۳



 ژوئیه ۲۰۱۳
پیام بیت العدل اعظم خطاب به شرکت کنندگان در ۱۱۴ کنفرانس جوانان در سراسر جهان


دوستان عزیز و محبوب،
هنگامی که حضرت ربّ اعلی در سنّ بیست و پنج سالگی قیام نموده و پیام تحوّل‌آفرین خویش را به جهانیان ابلاغ فرمودند بسیاری از نفوسی که تعالیم حضرتش را پذیرفتند و به انتشار آن پرداختند جوان و حتّی جوان‌تر از خود وجود مبارک بودند. شرح پرشور دلاوری و شجاعت این نفوس در "مطالع الانوار" جاودانی گشته و تا قرن‌های متمادی روشنی‌بخش صفحات تاریخ بشر خواهد بود. بدین ترتیب روند نوینی آغاز شد که بر طبق آن نسل‌های جوان هر کدام با الهام از همان انگیزۀ الهی برای نوسازی عالم، فرصت را غنیمت شمرده تا به پیشرفت فرایند تقلیبِ حیات نوع بشر کمک ‌کند، روندی که از زمان ظهور حضرت نقطۀ اولی تا به حال بدون وقفه ادامه داشته است.
زحمات و فداکاری‌های مادام ‌العمر نیاکان روحانی شما سهم عظیمی در استقرار آیین بهائی در سراسر عالم و در تسریع پیدایش یک جامعۀ جهانیِ هدف‌مند ادا نموده است. اگرچه وظایفِ پیشِ ‌رویِ شما با وظایف آن مؤمنین فداکار متفاوت است امّا اهمّیّت مسئولیّت‌هایی که بر عهدۀ شما واگذار شده از آنچه آن طلایه‌داران امر حضرت یزدان به جا آوردند کمتر نیست. تلاش‌ این جامعه در طیّ دهه‌های متعدّد در سراسر گیتی، برای درکی کامل‌تر از ظهور حضرت بهاءالله و برای به کارگیری اصول مندمج در آن، موجب پیدایش یک چارچوب عملِ مؤثّر گردیده که از طریق تجربه اصلاح و اکمال می‌یابد. شما سعادت آشنایی با روش‌ها و رویکرد‌های این چارچوب را دارید و بسیاری از شما با پشت‌کار در به ‌کار بردن آن، هم‌اکنون نشانه‌هایی از قدرتِ جامعه‌سازیِ تعالیم الهی را به چشم خود مشاهده نموده‌اید. حال در کنفرانسی که در آن حضور دارید از شما دعوت می شود تا در بارۀ سهمی بیاندیشید که هر جوانِ آرزومندِ پاسخگویی به دعوت حضرت بهاءالله و مشتاقِ مساعدت به متجلّی ساختن قدرت حضرتش می‌تواند ادا نماید. به منظور کمک به مطالعه و تفحّصِ شما، چند موضوع، از جمله نگاهی به دوران حاضر زندگی خود، در نظر گرفته شده است.
ده‌ها هزار جوان که با شما عزیزان وجه مشترک‌ زیادی دارند در سراسر جهان در کنفرانس‌‌های متعدّد با هدفی مشترک گرد هم خواهند آمد. واقعیّات‌ زندگی هر یک از شما عزیزان در شرایط بسیار متفاوتی شکل گرفته‌ است امّا آرزوی ایجاد تغییری سازنده و داشتن توانایی ارائۀ خدمات هدف‌مند که هر دو از ویژگی‌های این مرحله از زندگی شما است، نه منحصر به نژاد یا ملّیّت و نه وابسته به موقعیّت مالی و مادّی است. ایّام درخشان جوانی را که شما اکنون می‌گذرانید همگان تجربه کرده‌اند؛ امّا دورانی است کوتاه و در معرض ضربات نیروهای اجتماعی فراوان. بنا بر این چقدر مهم است که نهایت کوشش را مبذول دارید تا از جمله نفوسی باشید که به فرموده حضرت عبدالبهاء در ایّام حیات "از وجود بهره‌ئی گرفتند و ثمره‌ئی بردند."
موجب مسرّت این جمع است که بسیاری از شما عزیزان هم‌اکنون با شرکت در فعّالیّت‌های جامعه‌سازی و هم‌چنین با سازمان‌دهی و هماهنگ‌سازی و یا با اداره کردن مساعی دیگران به خدمت مشغولید و در همۀ این امور مسئولیّت‌های فزاینده‌ای را بر عهده می‌گیرید. جای تعجّب نیست که گروه سنّی شما است که بیشترین تجربه را در مساعدت به رشد روحانی و اخلاقی نوجوانان و کودکان کسب می‌کند و قابلیّت‌شان را برای انجام خدمات جمعی و دوستیِ حقیقی تقویت می‌نماید. البتّه شما با آگاهی از وضعیّت دنیایی که این نوجوانان باید در آن راه‌ زندگی خود را بیابند، دنیایی که هم دارای خطرات غیر منتظره و هم امکانات فراوان است، اهمّیّت آماده‌سازی و تقویت روحانی آنان را به آسانی درک می‌کنید. هم‌چنین با وقوف بر اینکه حضرت بهاءالله هم برای تقلیب معنوی و هم برای ترقّی مادّی بشر ظهور فرموده‌اند به افراد جوان‌تر از خود کمک می‌کنید تا به تهذیب اخلاق خود بپردازند و آمادۀ قبول مسئولیّت برای رفاه جوامع خود شوند. هنگامی که این نوجوانان به سنّ بلوغ می‌رسند آنها را یاری می‌دهید تا قدرت بیان‌شان افزایش یابد و هم‌چنین یک حسّ قویّ اخلاقی در آنان به وجود آید. در این راستا، با پیروی از این حکم حضرت بهاءالله که می‌فرمایند "به اعمال خود را بیارایید نه به اقوال"، هدف‌مندی خود شما نیز مشخّص‌تر می‌گردد.
حرکت در مسیر هر نوع خدمت مستلزم ایمان و استقامت است و البتّه پیمودن این راه در معیّت دیگران مزیّت‌های فراوانی دارد. دوستی و رفاقت سرشار از محبّت‌، تشویق متقابل و میل به یادگیری با هم‌دیگر که از خصوصیّات طبیعی هر گروه از جوانانی است که صمیمانه به سوی یک هدف مشترک تلاش می‌کنند، باید هم‌چنین شاخص آن روابط ضروریّه‌ای باشد که اجزاء اجتماع را به هم متّصل می‌سازد. با توجّه به این مطلب، امیدواریم روابط دوستانه‌ای که با سایر شرکت‌کنندگان کنفرانس برقرار می‌کنید پایدار بماند و این پیوندهای دوستی و حسّ رسالت مشترک تا مدّت‌ها پس از پایان این گردهمایی‌ها نیز شما را بر خدمت ثابت و مستقیم بدارد.
امکاناتی که از طریق اقدام جمعی به وجود می آید به ویژه در فرایند جامعه‌سازی مشهود است، فرایندی که در بسیاری از محدوده‌های جغرافیایی، محلّه‌ها و دهکده‌های سراسر دنیا که مراکز فعّالیّت‌ فشرده شده‌اند سرعت می‌گیرد. جوانان اغلب در صف اوّل این فرایند قرار دارند - نه تنها جوانان بهائی بلکه هم‌چنین بسیاری از دوستان هم‌فکرشان که می‌توانند تأثیرات مثبت اقدامات بهائیان را مشاهده ‌کنند و دیدِ وحدت و تقلیب روحانی را که اساس این اقدامات است درک نمایند. در چنین نقاطی لزوم معرّفی امر حضرت بهاءالله به نفوس مستعدّ و کاوش در پیامدهای پیام آن حضرت برای دنیای امروز به خوبی احساس می‌شود. در زمانی که بخش وسیعی از اجتماع مشوّق رخوت و بی‌تفاوتی است و یا حتّی از این نیز فراتر رفته رفتارهای مضر به حالِ خود و دیگران را تشویق می‌نماید، تفاوت کار کسانی که توان‌مندی مردم را برای ایجاد و تداوم الگویی برای یک زندگانی اجتماعی سرشار از غنای معنوی افزایش می‌دهند بسی آشکار است.
اگرچه بسیاری از افراد روحیّۀ شما را تحسین می‌کنند امّا اهمّیّت واقعی مجهودات جمعیِ شما برای جهانیان چندان مشهود نیست لکن شما به خوبی به نقش خود در یک فرایند تقلیب‌کننده و نیرومند که منجر به ظهور مدنیّتی جهانی مبتنی بر وحدت عالم انسانی خواهد شد توجّه دارید. شما واقفید که عادات‌ روحی و ذهنی که در خود و دیگران پرورش می‌دهید پایدار خواهد ماند و بر بسیاری از تصمیمات مهم و اساسی زندگی مانند ازدواج، خانواده، تحصیل، کار، و حتّی تعیین محلّ زندگی تأثیر خواهد گذاشت. آگاهی از این مفاهیم گسترده، به در هم ‌شکستن منشور کژنمایی که در آن ناملایمات، مشکلات، موانع و سوء تفاهم‌های روزمرّه گه‌گاه چیرگی‌ناپذیر به نظر می‌آید کمک می‌کند. تمرکز انرژی در نیل به اهدافی متعالی‌تر سبب می‌شود که بذل کوشش لازم برای پیشرفت در مسیر رشد روحانیِ فردی، حتّی با در نظر گرفتن چالش‌هایی که همگان در این راه با آن رو‌ به‌ رو هستند، با سهولت بیشتری انجام گردد و تعلّق فرد به جامعه‌ای که در آن اهداف متّحد است این سهولت را چندین برابر می‌سازد.
جمیع این افکار سرآغاز یک گفتگوی فراگیر و در حال گسترش است که در طول همۀ این کنفرانس‌ها در جریان خواهد بود و با مساعی شما برای وارد ساختن دیگران در گفتگوهایی سودمند قطعاً مدّت‌ها بعد نیز ادامه خواهد داشت، گفتگوهایی که قلوب را اهتزاز می‌بخشد و اذهان را نسبت به امکاناتی که می‌تواند در پیش باشد می‌گشاید. استفاده از تجربیّات جمعی نیز مذاکرات شما را غنی‌تر خواهد ساخت. در این اوقات خجسته و مغتنم با تمام وجود به یاد شما عزیزان هستیم و با پایان یافتن هر کنفرانس مشتاقانه مترصّد نتایج آن خواهیم بود. با اطمینان کامل به وعده‌های حتمیّۀ الهیّه در مورد نزول تأییدات لاریبیّۀ ربّانیّه بر تمام کسانی که در پاسخ به ندای حیات‌بخش حضرت بهاءالله به خدمتِ عالم انسانی قیام می‌نمایند، وعده‌ای که شما نیز به آن ایمان دارید، در اعتاب مقدّسۀ علیا برای هر یک از این کنفرانس‌ها دعا می‌کنیم و از درگاه خداوند توانا مسئلت می‌نماییم که به شرکت‌کنندگان نصیبی موفور از الطاف لانهایۀ خود مبذول فرماید.
[امضا: بیت العدل اعظم]