۱۳۹۳ خرداد ۲۸, چهارشنبه

مونا محمودنژاد




۲۱ سال پیش در چنین روزی، «مونا محمودنژاد» به همراه ۹ زن بهایی دیگر در پادگان عبدالله مسگر (میدان چوگان شیراز) اعدام شد در حالی که تنها ۱۷ سال سن داشت. مونا هنگام اعدام، دانش‌آموز دبیرستان و معلم کلاس اخلاق و تعلیمات دینی کودکان بهایی بود. او در ۱۸ شهریور ۱۳۴۴  متولد شد و  اگر زنده ‌می‌ماند اکنون زنی ۴۸ ساله بود

محمودنژاد در ۲۱ آبان ۱۳۶۱ در منزل به همراه پدرش بازداشت شد و به مرکز سپاه پاسداران انتقال پیدا کرد و پس از مدتی به زندان عادل‌آباد شیراز فرستاده شد، در حالی که پدرش نیز در بازداشت به سر می‌برد.  طی مدت بازداشت، تحت بازجویی و فشار‌های بسیاری برای بازگشت از باور دینی‌اش قرار گرفت؛ باوری که در پایان به خاطر عدم پذیرش فشارها و خواسته‌های بازجویان، به محکومیت اعدام وی منجر شد. مونا در روز اعدام تنها نبود، گرچه جوان‌ترین عضو این اعدام گروهی بود. در آن روز ۹ زن جوان و میانسال به خاطر اعتقادشان به آیین بهاییت بالای دار فرستاده شدند. رویا اشراقی (۲۳ ساله)، سیمین صابری (۲۴ ساله)، اختر ثابت (۲۵ ساله)، شیرین دالوند( ۲۷ ساله)،  مهشید  نیرومند (۲۸ ساله)، زرین مقیمی‌ابیانه (۲۹ ساله)، نصرت غفرانی (۵۶ ساله)، طاهره ارجمند و عزت اشراقی همگی در گروهی بودند که همراه مونا اعدام شدند . پدر مونا محمود نژاد هم سه ماه پیش در اسفندماه ۱۳۶۱ به دار آویخته شده بود.


مونا محمود نژاد که امروزه یکی از نماد‌های مظلومیت و بی‌گناهی بهاییان است، طبق گفته‌های خواهرش قلمی بسیار شیوا و روان داشت و نوشته‌های تاثیرگذار و زیبایی در درس انشا می‌نوشت اما عقاید و صحبت در مورد اعتقادش عموما مورد پذیرش معلمان نبود. مونا چند روز پیش از بازداشتش انشایی با موضوع «اسلام درختی است که ثمره‌اش آزادی است» نوشته بود که مورد اعتراض مسئولان دبیرستان قرار گرفت و از او خواسته شده بود که اعتقادش را تغییر دهد. مونا در این یادداشت از آزار و اذیت هم‌کیشانش نوشت و ظلمی که بر آنها می‌رفت را بیان کرد: « چرا در کشور من هم‌کیشانم از خانه‌هایشان ربوده می‌شوند؟ شبانه و با لباس خواب به مساجد برده می‌شوند و شلاق می‌خورند؟ همانگونه که اخیرا در شهر خودمان (شیراز) دیده‌ایم، خانه‌هایشان غارت و آتش زده می‌شوند؟ صدها نفر با ترس خانه‌هایشان را ترک می‌کنند. چرا؟ به‌دلیل نعمت آزادی‌ای که اسلام آورده است؟ چرا من آزاد نیستم تا عقایدم را در این جامعه بیان کنم؟ چرا آزادی بیان نداشته‌ام به طوری که در نشریات بنویسم و در رادیو و تلویزیون درباره عقایدم حرف بزنم؟».  

مادر مونا در دی ماه سال ۱۳۶۱، طی پیگیر‌ی‌هایش برای بازداشت همسر و دخترش به اتهام عضویت در گروه «عقد و الفت» یا همان «انجمن دوستی بهاییان» بازداشت می‌شود. تنها دختر او که بیرون از زندان بود، نامش‌ «ترانه» است و آن زمان ۲۲ سال سن داشت.

ترانه طی سال‌های گذشته تلاش بسیاری برای زنده نگه داشتن یاد پدر و تنها خواهرش انجام داده است. او در مصاحبه‌ای می‌گوید که مادرش پنج ماه در بازداشت و بازجویی به سر برد تا اینکه چند روز پیش از اعدام مونا آزاد شد. مدتی که مادر مونا در زندان به سر می‌برد، همسرش «یدالله محمودنژاد» در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۶۱ اعدام می‌شود. پدر مونا معلم و یکی از اداره‌کنندگان جمعیت بهاییان بود. او پیش از گرایش به بهاییت، به دین اسلام اعتقاد داشت و همین موضوع سبب صدور حکم ارتداد برای او شد. طبق شنیده‌ها و منابع موثق، بسیاری از بهاییان اعدام شده در آن زمان، یک روز پیش از اجرای حکم امکان ملاقات داشتند در حالیکه  خود و خانواده‌هایشان از این موضوع که فردا اعدام می‌شوند، بی خبر بودند.

 اتهام مونا در مدت بازداشت باور به آیین بهاییت بود و بازجویان به او چهار جلسه فرصت داده بودند تا از عقیده‌اش بازگردد. آن‌ها همچنین به مونا و دیگر بازداشت‌شدگان فشار آورده بودند که بیانیه‌ای را در رد آیین بهاییت امضا کنند تا از اعدامشان جلوگیری شود. طبق نوشته‌ها و اسناد موجود، جزئیات چندانی از دادگاه و اتهامات مونا در دست نیست. گرچه به نظر می‌رسد که دوبار حکم آزادی مشروط با قرار ۵۰۰ هزار تومانی برای مونا صادر شد ولی با وجود مراجعه مادرش خبری از اجرای آن نشد.

فضای بازداشت‌ها و دستگیری و اجرای حکم در دهه ۶۰ بسیار تاریک و مخفیانه بوده است و بسیاری از خانواده‌ها و بستگان زندانیان پس از مصاحبه‌های مسئولان یا قاضی داد‌گاه‌ها از شرایط و وضعیت عزیزان‌شان با خبر می‌شدند. حاکم شرع و مسئول پرونده و رئیس دادگاه انقلاب اسلامی شیراز در همان زمان مصاحبه‌ای با روزنامه «خبر جنوب» انجام می‌دهد و بیان می‌کند که متهمان بهایی به دلیل فعال بودن در تشکیلات بهاییان بازداشت شده‌اند و رابطه مستقیم یا غیرمستقیم با بیت‌العدل دارند که محل استقرار آن در اسرائیل است.

حکم صادر شده برای بهاییانی که در بازداشت به سر می‌بردند نیز توسط رئیس دادگاه انقلاب اسلامی شیراز در مصاحبه‌ای با روزنامه خبر جنوب اینگونه اعلام می‌شود:‌ «این افراد که محکوم به اعدام شده‌اند از اعضای فعال بهائیت بودند که از شر آن‌ها افراد ساده لوح امان نداشتند و وابستگی‌شان به شیاطین داخل و خارج، محرز و عنادشان نسبت به اسلام و مسلمین در حد زیادی آشکار بود».

پس از این مصاحبه، خانواده‌های بازداشت‌شدگان تلاش بسیاری جهت آزادی بستگا‌‌ن‌شان انجام می‌دهند اما نتیجه‌ای در پی ندارد و پس از چند روز طی اتفاقات و اخبار رسیده، اطلاع می‌یابند که آنها اعدام شده‌اند. مونا کوچک‌ترین عضو در این گروه بود و در آخر کار به او مهلت می‌دهند که از باور مذهبی‌اش بازگردد. دستوری که مونا آن را رد می‌کند و در نهایت حلق‌آویز می‌شود.
جسد وی به خانواده‌اش تحویل داده نمی‌شود و مخفیانه همراه دیگر کشته‌شدگان بدون برگزاری مراسم و آیینی در قبرستان بهاییان شیراز دفن می‌شود. قبرستانی که در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ خبر رسید که توسط سپاه پاسداران تخریب شده است. این قبرستان تنها یادمانی است که از اعدام‌شدگان بهایی در آن سال‌ها به جای مانده بود و گفته می‌شود که نزدیک به ۹۰۰ نفر از کشته‌شدگان و اعضای این اقلیت مذهبی در آنجا به خاک سپرده شده‌اند.


مونا در وصیت‌نامه‌ای که از خود به جای گذاشته است، از باورش به مشیت الهی و سرنوشت می‌گوید. اعدام او که در سنین نوجوانی واقعه‌ای تکان‌دهنده برای خانواده و دوستان و جمعیت بهاییان بود، امروزه به یکی از نماد‌های مظلومیت این گروه دینی تبدیل شده است.

متن وصیت نامه مونا محمودنژاد از این قرار است:
«الهی به امید تو
مادر عزیزتر از جانم و خواهر مهربانم چه بگویم چه بنویسم از فضل حق که بسیار است و در جمیع احوال شامل حال بندگانش می‌شود حتی بنده عاجز و ناتوانی چون من که لایق و سزاوار بندگی درگاهش را ندارم.
عزیزان، از دل و جان برایمان دعا بخوانید که در هر صورت راضی به رضای الهی باشیم دل به قضا دربندیم و چشم از غیر دوست در پوشیم و تا جای امکان از عهده شکر الطافش بر‌آییم.
فدایتان شوم، فراموش نکنید که آنچه کند، او کند؛ ما چه توانیم کرد؟ پس باید سر تسلیم در برابر حق فرود آوریم و توکل بر رب رحیم نماییم پس رجا داریم که غم و حزن را به خود راه ندهید و برایمان دعا کنید که محتاج دعاییم.
مونا محمود‌نژاد»

۱۳۹۳ خرداد ۶, سه‌شنبه

آیت‌الله عبدالحمید معصومی تهرانی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد



آیت‌الله عبدالحمید معصومی تهرانی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
آیت‌الله عبدالحمید معصومی تهرانی در پی تقدیم یک اثر هنری در قالب تابلویی خوشنویسی و تذهیب به بهاییان به دادگاه ویژه روحانیت تهران احضار شد
بنا به گزارش هرانا٬ آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی در فروردین ماه سال جاری با تقدیم یک اثر هنری در قالب تابلویی خوشنویسی و تذهیب به بهاییان جهان از ایشان دلجویی کرد.
این روحانی نو اندیش شیعه برای تاریخ ۱۱ خرداد ماه سال جاری از سوی شعبه ۱ دادگاه ویژه روحانیت تحت عنوان آنچه «مشتکی عنه» ذکر شده احضار گردیده است.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۹, دوشنبه

پیام ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳



پیام ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

۱۶ شهرالجمال ۱۷۱
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
سالی دگر از مسجونیّت جمعی از هم‌کیشان شما به سر آمد، شهروندانی نوع‌پرور و وطن‌دوست که با وجود محرومیّت از حقوق انسانی خویش، همّ‌شان بر آن بود که به تمشیت امور جامعه پردازند، وسایل تربیت کودکان را فراهم سازند، به جوانانِ محروم از تحصیلات دانشگاهی کمک کنند، به نگهداریِ سالمندان همّت گمارند، با الهام از مفاهیم روحانیِ آیین خود رفتار و سلوکی پاک و منزّه ترویج دهند، و در راه ایجاد اجتماعی زنده و پویا خدمت‌ نمایند؛ این بود گناهانی که آن عزیزان را علاوه بر مشقّات فراوان اسیر غل و زنجیر اهل عدوان نمود.  البتّه دیگر بهائیان عزیز آن سرزمین هم به خاطر تمسّک کامل به تعالیم والای الهی هم‌چنان هدف تیر تعصّبات خشک مذهبی قرار دارند، دچار صدمات بی‌شمارند و عدّه‌ای نیز اسیر بند و زندان‌اند.  با وجود این مظالم بسیار که جزئیّات آن بر هر منصف دانایی روشن است، مسئولین امور در نهایت گستاخی در مجامع بین‌المللی و رسانه‌های عمومی نقض حقوق بهائیان در آن کشور را انکار نموده به انتشار اتّهامات ناروا در بارۀ شما مظلومان می‌کوشند.  ولی با آگاهی روز‌افزون ایرانیان و جهانیان به مقاصد اهل بهاء، کذب این انکارها و اتّهامات آن‌چنان ثابت و مبرهن شده که مفتریان و انکار‌کنندگان اعتبار خود را حتّی برای دیگر ادّعاهای خویش نیز از دست داده‌اند.  به گفتهء شاعر:
زبانی که با راستی یار نیست          به گیتی کس او را خریدار نیست
مروری اجمالی بر وقایع دوازده ماه اخیر حاکی از افزایشی چشم‌گیر در میزان حمایت از حقوق حقّهء شما است.  این پشتیبانی از طرف تودهء مردم در ممالک مختلف جهان و نمایندگان منتخب آنان طیّ سالیان متمادی موجب نهایت قدردانی این جمع بوده ولی آنچه حال درخور ستایش و سپاس مخصوص است ندای هم‌میهنان عزیز شما در درون ایران است که بعد از آگاهی بر وسعت بی‌عدالتی‌های وارده بر شما در شرایطی بسیار دشوار در کمال شجاعت و صداقت، بیش از پیش به دفاع از حقوق شما برخاسته‌اند.  برخی از مروّجین عدالت، هنرمندان، دولت‌مردان، متفکّرین و دیگر شهروندان روشن‌ضمیر، و حتّی نفوسی انسان‌دوست از درون سلول‌های زندان، مهر سکوت را شکسته‌‌اند.  این بانگ عدالت‌خواهی که در ابتدا از اقصی نقاط جهان برخاست و به مرور صدای ایرانیان ساکن خارج از کشور نیز به آن پیوست، حال در مقیاسی بی‌سابقه در ایران شدّت می‌گیرد.  ولی ورای آگاهی به عمق بی‌‌عدالتی نسبت به بهائیان، هم‌وطنان روشن‌‌فکر شما در بارهء اصول و تعالیمی نیز می‌اندیشند که هم زندگی شما عزیزان را شکل می‌دهد و هم بنیانی متین برای ایجاد جامعه‌ای پیشرو می‌باشد:  تعالیمی از قبیل حرمت کرامت انسانی، یگانگی و برابری نوع بشر از هر قوم و قبیله و نژاد و عقیده، تساوی زن و مرد، رهایی از تعصّبات، پای‌بندی به یادگیری و کسب علم و دانش، مهار آتش حرص و طمع، ترویج اقتصادی عاری از ثروت مفرط و فقر فاحش، و تعامل بین خرد و ایمان.
دوستان عزیز و محبوب:  این آگاهی و بیداری وجدان در کشور خویش را البتّه ارج می‌نهید زیرا به خوبی واقفید که در برابر هر ندای علنی که در پشتیبانی از حقوق شما ستم‌دید‌گان و در تمجید از این تعالیم به گوش می‌رسد هزاران نفوس دیگر دور از انظار به گفتگو مشغول‌اند‌ و به مرور فرا می‌گیرند که چگونه با توجّه به جو‌ّ موجود عقاید خود را آشکارا در این موارد ابراز دارند و به جمع مدافعین شما و مروّجین صلح و آشتی بپیوندند.
ملاحظه فرمایید که شرح و بسط سخیفی که اذهان بیمار مغرضین و افکار محدود متعصّبین در بارهء تاریخ دیانت بهائی و رسوم و مقاصد بهائیان ساخته و پرداخته‌ و در طول یک صد و هفتاد سال اخیر سعی در ترویج آن شده، چگونه در طیّ چند سال گذشته بطلان آن ثابت گشته است.  به علاوه هم‌وطنان کنجکاو تیز‌هوش شما به این فکر افتاده‌اند که دلیل این سرسختی در کژ انگاشتن عمدی و تخطئهء این نهضت روحانی که از سرزمین ایران برخاسته و در سراسر گیتی از احترامی قابل ملاحظه برخوردار است چیست.
موجب مسرّت فراوان این مشتاقان است که با اقدامات شجاعانه و خالصانهء نفوسی که خواهان ترقّی ایران هستند، فرهنگ هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بین اقوام متنوّع و ادیان مختلف که از ویژگی‌های فرهنگ اصیل آن سرزمین باستانی است در حال تجدید و شکوفایی می‌باشد.  از جمله این چنین وقایع چشم‌گیر سال گذشته در ایران در رابطه با وضعیّت بهائیان اقدامات ذیل را می‌توان نام برد:  پشتیبانی علنی شخصیّت‌های برجستهء اجتماع از حقوق جامعۀ بهائی، تشویق عموم توسّط افراد محترم و نام‌دار به دل‌جویی از بهائیان، پی‌گیری مشکلات بهائیان از طرف برخی از بانوان شیردل و ممتاز ایران‌زمین، و ابراز هم‌دردی علنی و خصوصی از جانب بعضی روحانیون عالی‌مقام اهل تشیّع.  ولی فراخوان عمومی یک روحانی بلند‌پایۀ ایرانی به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز میان پیروان همهء ادیان، اقدامی چنان مهم با پیامدی چنان مفید و دامنه‌ای چنان وسیع بود که مورد تمجید و حمایت رؤسای ادیان از جمله مسلمانان در دیگر کشور‌ها قرار گرفت و برخی اظهار امیدواری نموده‌اند که با گسترش چنین اقدامات خردمندانه‌ای شاید بتوان آگاهی جمعیِ لازم نسبت به ریشهء اصلی تعصّبات مذهبی، مشکلی اجتماعی که میلیون‌ها نفر در سراسر عالم با آن دست به گریبانند، را افزایش داد.  در آثار بهائی این قبیل علمای روحانی و منقطع از امور دنیوی با عباراتی چون "رحمت یزدان" و "موهبت رحمن" توصیف گشته‌اند و هم‌چنین در بارهء نفوس سلیمهء مخلصه‌ای که خادم عالم انسانی و مروّج صلح عمومی می‌باشند وعده داده شده که "عنقریب هر یک مانند کوکب نورانی از افق انسانی طالع و لائح‌ شوند و آفاق را منوّر نمایند."

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۲, جمعه

تخریب گورستان تاریخی بهائیان شیراز

جامعه‌ی جهانی بهائی می‌گوید نیروهای سپاه پاسداران به سرعت در حال تخریب و خاک‌برداری گورستان تاریخی بهائی‌ها در شیرازند. دست‌کم ۹۵۰ بهائی در این گورستان مدفون‌اند. تعرض به گورستان‌های بهائیان از سال‌ها پیش ادامه دارد.
جامعه‌ی جهانی بهائی از اقدام به تخریب گورستان تاریخی بهائیان ایران در شیراز به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد و خواهان توقف این کار شد.
این مرکز در گزارشی که روز پنج‌شنبه(۱۱ اردیبهشت) در وب‌سایت خبری خود منتشر کرد، می‌گوید که تخریب قبور و خاک‌برداری از این گورستان آغاز شده و کامیون‌ها به سرعت در حال انتقال خاک‌ها هستند.
این گزارش می‌گوید اخبار دریافتی حاکی از آن است که مامورین سپاه پاسداران در مساحتی حدود دویست متر مربع و عمق یک متر و نیم خاک‌برداری کرده‌اند.
بانی دوگال، نماینده‌ی ارشاد جامعه جهانی بهائی در سازمان ملل متحد با تایید این خبر گفت که سپاه پاسداران قصد ساختمان‌سازی در این محل را دارد.
دوگال تاکید کرد که بهائیان مقیم شیراز به شکل مستقیم از سپاه پاسداران خواستند که ساختمان موردنظر خود را در بخشی از گورستان که قبری وجود ندارد، احداث کند. اما سپاه پاسداران به این خواسته توجهی نکرده است.
جامعه‌ی جهانی بهائی از حسن روحانی خواسته تا تخریب این فضای تاریخی را که بیش از ۹۵۰ بهائی در آن به خاک سپرده شده‌اند، متوقف کند. این گورستان از سال ۱۲۹۸ میلادی به بهائیان تعلق داشته و یک‌بار نیز در سال ۱۳۶۳ از طرف دولت مصادره و سنگ‌قبرها در آن زمان تخریب شد.
قبر ۱۰ زن بهائی نیز که در خرداد ماه ۱۳۶۲ و در روزهای اوج اعدام بهائیان به دار آویخته شدند، در این گورستان است. مونا محمود‌نژاد، دختر نوجوان ۱۷ ساله‌ی بهائی یکی از این زنان بود که اعدام او واکنش‌ها و خشم بسیاری را در جهان به دنبال داشت.
گزارش جامعه‌ی جهانی بهائی می‌گوید در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۰ دست‌کم ۴۲ گورستان متعلق به بهائی‌ها در شهرهای مختلف ایران مورد حمله قرار گرفته است.
قبرستان بهائیان تهران در اوایل دهه‌ی هشتاد به شکل کامل تخریب و در زمین آن یک فرهنگ‌سرا ساخته شد.

۱۳۹۳ فروردین ۲۱, پنجشنبه

نیکا خلوصی




با گذشت بیش از ده روز از بازداشت نیکا خلوصی شهروند بهایی ساکن مشهد در شهر بابلسر از محل نگهداری این شهروند بهایی هیچ اطلاعی دردست نیست.
یکی از نزدیکان این فرد بهایی در این رابطه به هرانا گفت: «در روز یک شنبه ۱۰ فروردین ماه ماموران امنیتی بابلسر با حکم جلب سیار به منزل یکی از خویشان نیکا خلوصی در بابلسر رفته و نامبرده را که در کنار خانواده‌اش در مسافرت نوروزی بوده است را جهت اجرای حکم بازداشت می‌کنند. ماموران با آنکه فقط حکم جلب نیکا را داشته‌اند ولی منزل خویشاوند او را هم بازرسی می‌کنند و لپ تاب و تعدادی از کتب مربوط به آیین بهایی را هم ضبط می‌کنند. ابتدا نیکا را به زندان ساری برده تا با هواپیما به مشهد اعزام کنند اما پس از یک روز تحت این عنوان که پرواز کنسل شده وی را به بند عمومی زندان بابل منتقل می‌کنند و به خانواده‌اش می‌گویند که بعد از تعطیلات به مشهد اعزام می‌شود. در طی این روز‌ها نیکا هر روز با خانواده‌اش تلفنی گفتگو داشته است اما ناگهان از روز شنبه ۱۶ فروردین هیچ خبری از نیکا نمی‌رسد و مسئولین هم پاسخی نمی‌دهند… پس از دو روز نیکا در تماس تلفنی کوتاهی به خانواده‌اش اطلاع می‌دهد که مدت دو روز است که در سلول انفرادی در ساری نگهداری می‌شود. پس از این، در روز سه شنبه یک خانم نا‌شناس با یکی از اعضای خانواده نیکا تماس تلفنی می‌گیرد و فقط می‌گوید نیکا در مشهد است.»
این فرد مطلع در دنباله اظهارات خود می‌گوید: «با توجه به اینکه نوا خلوصی، خواهر نیکا در زندان مشهد است و هیچ اطلاعی از نیکا ندارد و از طرف دیگر، نیکا خلوصی ده روز پیش جهت اجرای حکم بازداشت شده، مشخص نیست چرا تاکنون به زندان مشهد برده نشده است و مسئولین هم از وضعیت وی اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند.»
وی در دنباله سخنان می‌گوید: «با توجه به اینکه نیکا خلوصی ساکن مشهد و حکم حبس او را هم دادگاه انقلاب مشهد صادر نموده، نگهداشتن وی پس از بازداشت جهت اجرای حکم در شهری دیگر از منظر قانونی خلاف می‌باشد همچنین پرونده نیکا خلوصی بسته شده و او دارای حکم می‌باشد لذا نگهداری او در سلول انفرادی که در دوران بازجویی اعمال می‌شود، غیر قانونی محسوب می‌شود.»
لازم به ذکر است که نیکا خلوصی دارای محکومیت شش سال حبس تعزیری می‌باشد همچنین نوا خلوصی (خواهر) هم دارای محکومیت ۴ سال و ۶ ماه حبس می‌باشد که نامبرده نیز در تاریخ ۱۰ فروردین ماه در مشهد بازداشت و جهت اجرای حکم به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شده است.

۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه

دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی چهار شهروند بهایی را به علت اعتقادات مذهبی به حبس تعزیری محکوم کرد




دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی چهار شهروند بهایی را به علت اعتقادات مذهبی به حبس تعزیری محکوم کرد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: حکم چهار شهروند بهایی ساکن مشهد از سوی شعبه ۲۰ دادگاه تجدید نظر خراسان رضوی اعلام شد.
بنا به رای صادره، حکم بدوی دو خواهر بهایی به نام های نیکا و نوا خلوصی عینا” تایید شد. طبق حکم بدوی، نیکا خلوصی به شش سال حبس تعزیری و نوا خلوصی به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بودند.
هم‌چنین طبق رای صادره، حکم بدوی “ادیب شعاعی” از یک سال و نیم حبس تعزیری به شش ماه حبس و حکم بدوی “مهسا مهدوی” از ۸ ماه حبس تعزیری به سه ماه و یک روز حبس تعزیری تقلیل پیدا کرد.
 قابل ذکر است حکم اولیه شهروندان بهایی مذکور در شعبه سه دادگاه انقلاب و عمومی مشهد بر اساس اتهامات “تبلیغ علیه نظام” و “عضویت در تشکیلات غیر قانونی بهایی” صادر شده است.